
یکم مهر 95: با صدای مامان از خواب بیدار شدم ساعت 7:15 سوگل بلند شو -خوابم میاد ...حقا که دم صبحی هیچ چیز جز خواب اینقد بهم نمیاد -مامان الان میام>>مامان میره سراغ منا منم دوباره تو پتو مچپم و عین جنین خودمو جمع میکنم گشادیم میشه صورتمو بشورم ... ساعت 7:30 سفره ی صبحانه من و مامان برنامه دورهمی مهران مدیری: ببخشید اقای خوشتیپ شما شغلتون چیه؟ پسر ژلیقه پوش: من دوم دبیرستانم!دی مهران مدیری: تو چطوری به ادما اعتماد میکنی؟ پسر ژلیقه پوش:مثلااااااا منو واسه مادیاتم نخواد من .--. مهران :ا مهران مدیری:...
ادامه مطلب
دل من نمیخواد مرگشو باور کنه حق داره در من چه وعده هاست در من چه دستها به دعا مانده روز و شب؟! نیمه راهی طی شد سخت سخت! گمونم نیمه جانی هست تا در تن توانی هست باز باید رفت راه باریک و افق تاریک سوگل بی نهایت شده! xa0...
ادامه مطلب